چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e65

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e65

شادی روح شهید عزیز
حسین جعفری
صلوات

نام و نام خانوادگي:حسين جعفري

نام پدر:محمود

تاريخ تولد:42/02/10

سن:21

استان:فارس

شهرستان:استهبان

بخش:ايج

عضويت:ارتش

يگان:ت 84 خرم آباد

عمليات:*****

مدت حضور:487 روز

شغل:سرباز

تحصيلات:دوم راهنمايي

مسئوليت:تك تير انداز

تعداد دفعات اعزام:*****

تاريخ شهادت:63/03/7

مکان شهادت:مهران

نحوه ي شهادت:اصابت تركش و خمپاره

تاريخ دفن:*****

وصیت نامه

وصيت نامه شهيد عزيز حسين جعفري

  با  سلام بر انبيا و ائمه‌ي اطهار(ع) و با سلام بر تمامي شهداي تاريخ و با سلام بر رهبر عزيز امام خميني و با سلام خدمت خانواده‌ي عزيزم.

 پدر بزرگوارم كه مي دانم تمام عمرت را با پاكي و خلوص، سعي خود را براي تربيت ما سپري كردي، اكنون كه توفيق شهادت يافته‌ام و انتظار دارم تا با اين چند كلمه آخر صبر و پايداري بيشتري از خود نشان بدهي.

       پدر عزيز: از وقتي به جبهه آمده‌ام روحيه‌ي عجيبي پيدا كرده‌ام اكنون به راستي مي دانم و ايمان دارم كه همان طور كه سرور شهيدان فرمود زندگي يعني عقيده و عبادت در راه آن، اكنون بيشتر ايمان پيدا كرده‌ام كه هدف زندگي، خوردن خوابيدن و لذّت‌هاي ناپايدار دنيا نيست. اكنون طعم شيرين نبرد با كفّار و عمال آمريكا را هر روز بيشتر مي چشم و بيشتر لذّت مي برم كه اگر در اين راه شهيد شوم چه باك.

 مگر ما فرزندان حسين(ع) نيستيم كه مرگ سرخ را بسـيار شيريـن‌تر از زندگـي خفّت‌بار و زير سلطه‌ي ستم مي دانسـت، پس چه باك، دستت را بر كمرت بزن و سرت را بالا بگير، كه من هم حسينم را، در راه حسين(ع) دادم، سرت را بالا بگـير بگـو كه حسينِ من تا نفس داشت به هدف اصلي متوجّه بود. من به جانم آزمايش شدم و شما به فرزندتان. اگر معتقديد كه من آزمايش را به خوبي انجام دادم شما هم به خاطر همه‌ي همرزمانِ من، از اين آزمايش خدايي با سربلندي بيرون بيايد.

 مبادا كه دشمنان انقلاب و دنيا پرستان اشك شما را ببينند، نمي گويم برايم گريه نكنيد كه گريه بر شهيد ثواب دارد و خود را در راه او شريك داشتن است، اما دشمنان ما وآن‌هايي كه به هر صورت از شهادت ما سو استفاده مي كنند نبايد غم و اندوه را در چهره‌ي شما ببينند، برعكس بايد از روحيه و توان شما بترسند و تعجّب كنند.

 در پايان سخني دارم با تو اي برادر: اميدوارم كه از شهادت من هيچ ناراحت نشوي و گريه نكني و اميدم اين است كه سلاح من بر دوش بگيري و بر دشمنان اسلام بتازي و انتقام خون من و ديگر  شهيدان از كافر بعثي بگيري.

و باز هم سخنم با تو اي خواهر: اميدوارم كه زينب وار باشي و صبر زينبي داشته باشي، مبادا كه اشك بريزي و اگر اشكي از چشمانت ريخت باز هم گلوله‌اي شود ] و[ بر قلب دشمن بزني و دشمنان اسلام را خوشحال نكني.

 اگر من مادر ندارم تا برايم گريه كند مي دانم همه‌ي مادران شهيد، مادر من است ] هستند[ .

فقط تنها آرزويم اين است كه امام امت و رهبر عزيز را تنها نگذاريد.

و در پايان از تمام قومان و خويشان و دوستان تقاضا دارم كه مرا حلال كنند.

«اِنا للهْ وَ اِنْااِليهِ راجِعونْ»

 

                                                                                                                                                     پاسگاه دوراجي

حسين جعفري مورخ 20/1/63 

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز حسين جعفري

نام پدر: محمود                      محل و تاريخ تولد: ايج 1342

سن: 21 سال                        تحصيلات: دوم راهنمايي

شغل: سرباز                        وضعيت تاهل: مجرّد

ارگان اعزام كننده: ارتش        تاريخ اولين اعزام: 18/5/61     

حضور در جبهه: 487 روز     تاريخ شهادت: 7/3/63          

محل شهادت: مهران              محل دفن: ايج

آن روز كه آهنگ هجرت نواخته شد، جوانان سلحشور عاشق و مجنون صفت، دسته دسته كوچ كردند و راه آبي آسمان پيمودند تا فاتح قلّه‌هاي رفيع شهادت شوند …

در گل‌افشان ارديبهشت، در كنار صفاي روستا، پسري به ملك هستي پيوست كه نامش را به نام «حسين» آراستند، تا فرداي روشن او به كربلا پيوند خورد و دل عاشورايي‌اش، لحظه‌اي از ياد حسين(ع) غافل نشود. دوران طفوليّت را در بوستان آغوش مادر سپري كرد و چند صباحي نگذشت كه پنجه‌هاي سرد خزان، بر اين بوستان سايه افكند و مادرش چشم بر هم نهاد و خانه را ماتم گرفت. حسين گرچه سنّ زيادي نداشت، اما با دلي اميدوار و نگاهي روشن به استقبال آينده رفت و دل به درياي رحمت خداوند سپرد. مردانه به پا خاست و ياري‌گر دست‌هاي پير پدر شد و نان‌آور خانه.

مهر و صفاي حسين و شوخ‌طبعي او باعث شده بود كه خيلي خوب با سختي‌هاي روزگار مبارزه كند و بسان مردي پرتلاش، هر روز راه صحرا را در پيش گيرد و گوسفندان را به چرا برد. او چوپاني بود كه نيستاني غم در گلو داشت و آواز ني در صحرا، روح بلندش را به دور دستها پرواز مي‌داد. آرزويش هميشه اين بود كه اي كاش مي‌توانست جاي خالي مادر را براي خواهر و برادرانش پر كند. او كه اكثر مواقع عرق خستگي بر جبين داشت، با چهره‌اي بشّاش وارد خانه مي‌شد و در غذا پختن و ديگر كارهاي منزل به خواهرش كمك مي‌كرد و خم به ابرو نمي‌آورد.

هنگامي كه حسين جواني گشت؛ زيبا و خوش قامت، شعله‌هاي جنگ تحميلي در ايران زبانه مي‌كشيد و جوانان هميشه سرافراز دل به جبهه‌هاي جنگ سپرده بودند. در آن روز براي خدمت سربازي نام نوشت و لباس مقدّس سربازي زينت‌بخش قامتش گشت و راهي جبهه شد. پس از آموزشهاي لازم به «آبادان» اعزام شد و در آتش باران دشمن، سينه سپر كرد و در مقابل متجاوز مردانه ايستاد.

خواهرش مي‌گويد: «آخرين‌بار كه حسين به جبهه مي‌رفت، برايش قرآن گرفتم و آب سبز را بدرقه راهش نمودم؛ اما او برگشت و گفت: آب سبز را پشت سر مسافري مي‌ريزند كه اميد بازگشت داشته باشد، من كه ديگر برنمي‌گردم.»

سرنوشت نيز همان گونه رقم خورد كه حسين خود به تصوير كشيده بود و آن بار وقتي پا به خطه‌ي جنوب گذاشت، چنان در سر هواي يار داشت كه گلوله‌هاي آتشين را به جان خريدار گشت و تا وسعت آسمان‌ها رفت.

 

 

شعر شهدایی

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

آثار

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

فیلم و مستند

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان