چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e35

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e35

شادی روح شهید عزیز
حسین باروتی
صلوات

نام و نام خانوادگي:حسين باروتي

نام پدر:محمد غلي

تاريخ تولد:44/12/30

سن:19

استان:فارس

شهرستان:استهبان

بخش:مركزي

عضويت:بسيج

يگان:ل 33المهدي

عمليات:*****

مدت حضور:1059 روز

شغل:محصل

تحصيلات:سوم دبيرستان

مسئوليت:فرمانده دسته

تعداد دفعات اعزام:4

تاريخ شهادت:63/10/2

مکان شهادت:مهاباد

نحوه ي شهادت:اصابت گلوله

تاريخ دفن:*****

وصیت نامه

   وصيت نامه شهيد عزيز حسين باروتي

      بسم رب المستضعفين «اِناِللهْ وَ اِنْااِليهِ راجِعونْ» مَنْ طَلَبَنْي وَجَدَني وَ مَنْ وَجَدَنْي عَرَفَني وَمَنْ عَرَفَنْي احَبَّني وَ مَنْ اَحَبَّني عَشَقَني وَ مَنْ عَشَقَني عَشَقْتَهْ وَ مَنْ عَشَقْتُهُ قَتَلْتَهُ وَ مَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَيَّ دِيَتُهُ وَ مَنْ عَلَيَّ دِيَتُهُ فَاَناَ دِيَتُهُ.                                                  (حديث قدسي)

 هر كس مرا بخواهد مي يابد و هر كس مرا يافت دوستم مي دارد و هر كس دوستم داشت عاشقم    مي شود و هر كس عاشقم شد عاشقش مي شوم و او را شهيد مي كنم و هر كس را شهيد كردم ديه اش را خودم مي دهم و هر كس ديه‌اش بر من باشد خودم ديه‌اش هستم.

به نام خداوندي كه گناهان ما را پوشيده داشت و به نام خداوندي كه بهترين نعماتش را به ما ارزاني داشت و با درود و سلام بر رهبرم و اميد تمام مستضعفان اين كره‌ي خاكي امام خميني سخنم را آغاز مي كنم.

برادران و خواهران، وقت آزمايش فرا رسيـده است وقت آزمايش خدا از تمام بندگان صالحش و من نيز براي امتحان مي روم. به راهي گام نهاده‌ام كه به آن اعتقاد كامل دارم و با قلبي سرشار از ايمان به خدا و روز رستاخيز به آن راه مي روم، شايد از اين آزمايش با سربلندي بيرون آيم و شهيد شوم. مطمئن باش اگر شهيد شدم در راه اسلام شهيد شدم در راه تداوم انقلاب اسلامي.

وصيت مي كنم به شما برادرانم و شما خواهرانم و به شما همشهريانم و به شما هموطنانم؛ هواي امام را داشته باشيد، هواي مكتبتان را داشته باشيد در اين صورت اسلام را بـراي هميشه خواهيـد داشت و اما در غيـر اين صورت اگر امام را فراموش كرديد و مكتب را فراموش كرديد به اسلام خيانت كرده‌ايد و به پيامبرتان و به خدايتان. از روحانيت تا آخرين نفس و تا آخرين قطره‌ي خونتان پشتيباني كنيد. خط امام را حفظ كنيد و شما جوانان حافظ و نگهبان باشيد، حافظ و نگهبان مكتبتان، اسلامتان، قرآنتان و امامتان.

و اما تواي مادر در مرگ من هرگز اشك نريز، ناراحت مباش، افتخار كن كه يك سرباز به‌جبهه‌ها فرستادي و يك سرباز شهيد به ديگر سربازان  شهيد امام زمان(عج) اضافه كرده‌اي. اگر جنازه‌ام به دستتان رسيد آن را در كنار ديگر شهيدان شهرمان دفن كنيد و اگر جسدم به دستتان نرسيد هيچ، ناراحت نباشيد چرا كه داغ ديده‌هايي مثل شما بسيار بوده‌اند و خواهند بود، مادراني كه فرزندانشان در جبهه‌ها سوختند و مفقودالاثر شدند.

مادرم اطمينان داشته باش كه شهادت تصادفي نيست و سعادتي است بزرگ. و اما تو اي برادرم، در آن هنگام كه به راه ما اعتقاد يابي و در آن هنگام كه راه مرا پيدا كني در آن راه گام مي نهي و اگر به آن راه گام نهادي از جبهه‌ها سر در خواهي آورد. پس اگر به راه من اعتقاد داري به جبهه‌ها بياييد و بر ضّد كفار بجنگ و هيچ هراس نداشته باش و بدان فرموده‌ي امام درست است چرا كه گفت: در قاموس شهادت واژه‌ي وحشت نيست. والسلام.

 خداوند تمام شما را در پناه خودش حفظ نمايد. ضمناًبه تمام همسنگرانم كه در مسجد محمدي هستند سلام برسانيد و از طرف من از آن‌ها حلال بودي بطلبيد. 

                                                                                                                   والسلام

حسين باروتي  يكشنبه  28/10/1360

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز حسين باروتي

نام پدر: محمّدعلي                 محل و تاريخ تولد: استهبان 1344

سن: 19 سال                       تحصيلات: سوم دبيرستان

شغل: محصّل                      وضعيت تاهل: مجرّد

ارگان اعزام كننده: بسيج       تاريخ اولين اعزام: 1/9/60     

مسؤوليت:فرمانده‌ي دسته     حضور در جبهه: 1059 روز

تاريخ‌ومحل‌شهادت:مهاباد2/10/63   محل دفن: استهبان

وجود مبارك «حسين» در خانواده‌اي اهل تقوا شكوفا شد و چون صداي گريه‌اش در خانه طنين انداخت، مادر او را به آغوش كشيد و از شيره‌ي جان سيرابش كرد. دو بهار را پشت سر گذاشته بود كه چهره‌ي خدايي‌اش آشكار شد و با شور و شوقي كودكانه لب حوض مي‌نشست و با مادر وضو مي‌گرفت.

با ورودش به مدرسه، بابي تازه بر زندگي‌اش گشوده شد و استعداد و خلاقّيت منحصر به فردش در زمينه‌ي هنر از او چهره‌اي ساخت ممتاز و برجسته؛ بطوري كه خطّاطي و نقّاشي او در دبستان، همه‌ي دانش‌آموزان را مجذوب كرده بود. خواهرش مي‌گويد: «در خفقان شديد رژيم پهلوي، روزي حسين در حالي كه 12 سال بيشتر نداشت با خطي خوش روي ديوار باغ نوشت «بگو مرگ بر شاه» در همين هنگام مامورين رژيم او را دستگير كردند و به شهرباني بردند. صبح روز بعد وقتي  رييس دادگاه حسين را با آن جثه‌‌ي كوچك ديد دستور داد تا او را آزاد كنند.»

در سال‌هايي كه بال پروانه‌ها، عاشقانه در رقص شعله‌ها مي‌سوخت و جنگي خونين بر ايران تحميل شده بود، حسين نوجواني بود 14 ساله. از همان روزهاي اول جنگ از راه مدرسه با كيف و كتاب به بسيج رفت و راهي جبهه شد، اما چون سنّش كم بود از اهواز او را به شهر باز گرداندند، اما او دل در گرو عشق نهاده و دنيا برايش بسيار كوچك شده بود به همين دليل مدرسه را رها كرد و با سينه‌اي كه از داغ فراق شعله‌ور بود پا به جبهه نهاد.

روزهاي زيادي در جبهه بود و در همسايگي خدا. هرگاه به او مي‌گفتند: «درست را ادامه بده و ديگر به جبهه نرو!» مي‌گفت: «هرچه از جبهه دور شوم مثل اين است كه از خدا دور شده‌ام.» آن قدر از دنيا بريده بود كه حتي دوست نداشت به مرخصي بيايد. رشادت و فداكاري او در بين رزمندگان زبانزد بود، چنانچه در گردان «ثارالله» به «مالك اشتر» اشتهار داشت. او در جبهه علاوه بر فرماندهي، به امور خطّاطي و طراحي نيز همّت مي‌گماشت.

عشق الهي يك لحظه او را آرام نمي‌گذاشت و نمازهاي نيمه شب و ناله‌هاي الهي العفو او كه چنان ناله‌ي عاشقان غم‌انگيز بود؛ هنوز هم در «موسيان» طنين‌افكن است. حسين مطيع و فرمانبردار ولايت فقيه بود و عاشق و دلباخته‌ي بسيج، به طوري كه هرگاه به مرخصي مي‌آمد باز هم لباس بسيجي را از تن بيرون نمي‌آورد.

آخرين منطقه‌ي عملياتي او، «شيخان مهاباد» بود كه فرماندهي يك پايگاه را به عهده گرفت در اين هنگام مورد حمله‌ي گروهي از ضدانقلاب و مزدوران بعثي قرار گرفت. در اين درگيري شديد با وجود اينكه دستش تير خورد و آن را پيشكش عشق مولايش «عباس» نمود با دست ديگر به دفاع پرداخت در اين هنگام تيري به سجده‌گاه عشق بوسه زد و او را كه عاشقي سرمست بود شهره آفاق كرد.          

 

شعر شهدایی

باروتی باصفا کجا پرزده ای

گويي به بهشت عاشقان سرزده ای

باعشق حسين (ع) و کربلا رفتی تو

پشت حرم علی (ع) مگر در زده ای

شهيدحسين باروتی

آثار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلم و مستند

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان