چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e339

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e339

شادی روح شهید عزیز
محمدحسین محمودی
صلوات

نام و نام خانوادگي:محمدحسين محمودي

نام پدر:رضا

تاريخ تولد:41/00/00

سن:21

استان:فارس

شهرستان:استهبان

بخش:مركزي

عضويت:بسيج

يگان:ل33المهدي

عمليات:والفجر 2

مدت حضور:36 روز

شغل:معلم

تحصيلات:فوق ديپلم

مسئوليت:تك تير انداز

تعداد دفعات اعزام:1

تاريخ شهادت:62/05/3

مکان شهادت:حاج عمران

نحوه ي شهادت:*****

تاريخ دفن:*****

وصیت نامه

وصيت نامه شهيد عزيز محمّد حسين محمودي

« اِنَّ اللهَ اْشْتَرَي مِنَ اْلمُؤمِنينَ اَنفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُم بِاَنَ لَهُمُ ْالجَنَّهَ.»

 خداوند از مؤمنين جان‌ها ومال‌هايشان را مي خرد و در  مقابل بهشت مي دهد.       (قرآن كريم)

     به نام الله پاسدار خون شهيدان، به نام آن معبودي كه ما را آفريد و راه و روش صحيح زندگي و چگونه به لقاي وجه خدا رسيدن را به ما نشان داد.

 خداوندا، برمحمّد و پيروانش درود بفرست، خدايا من از جهان و جهانيان فرار كرده‏ام و به سوي تو آمده‏ام. خدايا هم اكنون كه به درگاهت آمده‌ام و فرياد مي‏زنم به فريادم برس، كه بنده‌اي چون من حقير به معبودي چون تو چه بايد بگويد در برابر اين همه عظمت و نعمت و عجيب‌تر اين‌كه چه مي تواند بگويد، خداوندا، در آخرين لحظه‌هاي عمرم اميدوارم كن از اين فضل و كرمت و بخشش خودت همچناني كه اميد دارم.

 اينك چند نكته:

اگر نعمت شهادت نصيبم شد كه (الله اعلم خدا مي داند) يادآور مي شوم هر چند كه من كوچك‌تر از آنم كه بتوانم به يك امت شهيدپرور سخني بگويم.

 اول اين‌كه: اي امّت حزب الله، از امام دست بردار نباشيد، همگام با روحانيت مبارز در پيشاپيش هم مبارزه كرده و پشت سر رهبر حركت كنيد، عليه هر كفر و شرك و نفاقي كه ان شاالله پيروزيم. شكرگزار باشيد از اين نعمتي كه خدا نصيب اين  امّت كرده است كه چنان رهبري فداكار در اين زمان گوش به فرمان ولايت فقيه و ولي امر باشيد كه كتاب حيات بخش قـرآن مي فرمايد: «اطيعواالله واطيعـوالرسول و اولي الامر منكم» كه اطاعت كنيد خدا و رسولش و ولي امر كه در اين زمان روح خدا خميني مي باشد و قرآن اين كتاب حيات بخش را ياد بگيريد و به ديگران ياد بدهيد و آن‌ها را تشويق و ترغيب به دستورات اسلام كنيد. ان شاالله.

دوم: به پدر و مادرم، از اين‌كه نتوانستم فرزندي آن طور كه بايد و شايد براي شما باشم مي بخشيد هر چند كه رفتن من براي شما مشكل است و اما هر لحظه فكر كن كه ما براي چه آمده‌ايم و به كجا مي رويم وبه كجا خواهيم رسيد و مهم‌تر اين‌كه چه راهي بايد رفت و گام نهاد، چه راهي بالاتر و بهتر از اين كه در راه خدا و دين مبين اسلام باشد و چه افتخاري بالاتر از اين. هر گاه در فكر فرو رفتي يادي از علي اكبر و علي اصغر امام حسين(ع) كن.

 اميدوارم كه پيروزيمان نزديك باشد و به زيارت آقا امام حسين(ع) برويد (كه زيارت يا شهادت)

بعد، اي خواهرانم و همسرم اميدوارم كه از اين‌كه به معبود رسيدم ناراحت نباشيد و مرا ببخشيد و حلال كنيد و مانند ديگر خواهران راه مبارزه تا پيروزي نهايي ادامه دهيد و تو اي برادر، همچنان كه حق زيادي بر گردنم داري و نتوانستم جبران كنم ببخشيد و اميدوارم كه خدا يارت باشد.

 برادران و خواهران: بدانند كه من آگاهانه در اين راه قدم نهادم زيرا خون حسين(ع) از هابيل تا ابراهيم و از ابراهيم تا شهيدان هفت تير و از شهيدان هفت تير تا به اين ساعت صدا مي زنند اين چيست؟ براي چه نشسته‌ايد؟ آخر مگر ما مسلمان نيستيم؟ مگر نمي دانيم ظلم و ستم و فساد جهان را فراگرفته و امروز روز قيام حسين(ع) در صحراي كربلا ايران توسط خميني روح خدا دوباره سر گرفته است. آيا كسي است كه صداي «هَلْ مِنْ ناصِرُ يَنصُرنْي» خميني روح خدا را جواب دهد؟ آري، اي خميني عزيز، يك ملت، بلكه بگويم ان شاالله يك جهان به«هَلْ مِنْ ناصِرُ يَنصُرنْي» تو جواب مي دهند و اميدوارم كه ما همگي ياور حسيـن(ع) باشيـم.

 الان، زمـان، زمـان جـهاد است. اين يـك نعـمت بزرگ خـدا بر بندگان مي باشد اگر من سعادت پيدا كردم و شهيد شدم به جاي من قبر حسين(ع) را انشاالله زيارت كنيد. (لبيك يا خميني) والله اعلم و از اين‌كه براي شما دانش آموزان نتوانستم تا آن حد كه در نظرم بود خدمت كنم مي بخشيد. اميدوارم كه ديگر برادران مسئول در اين قسمت بتوانند رسالت پيامبرگونه اين كار را به طور احسنت انجام دهند و خداي باري تعالي خشنود گردد.

و امت و پدر و مادر و خواهرانم و برادرانم: هميشه خود را به پرهيزگاري و علم و تقوا عادت دهيد و در مراسم مذهبي و علمي شركت كرده و كمال استفاده را ببريد كه تمام پيروزي‌ها و موعظه‌هاي اين امّت از همين دعاهاي كميل، توسل و مراسم‌هايي چون نماز جمعه است. ا ن شاالله، در راهي قدم مي گذاريد كه آن راه به سوي خدا باشد و دوست بداريد دوستداران خدا و دشمن بداريد دشمنان خدا.

 و از تمام افراد خانواده و تمام افرادي كه مرا مي شناسند و در رابطه با من بوده‌اند و تمام دوستان حلال بودي مي طلبم و طلب مغفرت مي كنم.

 خداوندا، اميدوارم كه در آخر اعمال من به درگاه پر فيض و بخشش خود قبول كني و بپذيري.آمين يا رب العالمين.

دعاي هميشگي را از ياد نبريم كه خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي، خميني را نگهدار. به اميد زيارت در كربلا و آزادي قدس عزيز از چنگال صهيونيسم غارت‌گر و نماز در مسجدالاقصي، اولين قبله مسلمانان و فرج آقا امام زمان(عج). والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

                                                                                                  و من الله التوفيق

                                15/4/62 برابر با 24 ماه مبارك رمضان پادگان جلديان

                                                                          محمّد حسين محمودي

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز محمّدحسين محمودي

نام پدر: رضا                    محل و تاريخ تولد: استهبان 1341

سن: 21 سال                     تحصيلات: فوق ديپلم

شغل: معلّم                         وضعيت تأهل: متأهل           

ارگان اعزام كننده: بسيج    تاريخ اولين اعزام: 29/3/62                

دفعات اعزام: يك بار           حضور در جبهه: 36 روز

تاريخ شهادت: 3/5/62        محل دفن: استهبان

ياد باد ايامي كه عاشقان شهر ما در چشمهايشان گل هجرت روييد و با كوله‌باري از باور عشق، راهي جبهه شدند …

زماني كه «محمّدحسين» پا به دنيا نهاد و او را در آغوش مادرش نهادند چنان بوي خوشي فضا را گرفت كه مادرش مي‌گويد: «سابقه نداشت چنين بويي را استشمام كرده باشم.» دو ساله بود كه      خانواده‌اش به زيارت امام رضا(ع) مشرّف مي‌شوند. در راه برگشت زماني كه به شهر قم مي‌رسند، «محمّدحسين» به بيماري «ذات الريه» مبتلا مي‌شود به طوري كه پزشكان از معالجه‌ي آن در مي‌مانند. جهت شفاي او با دلي غمگين به حرم حضرت معصومه(س) پناه مي‌برند و دست به دعا بلند مي‌كنند. پس از مدتي او سلامتي خود را باز مي‌يابد و پدرش در كنار ضريح مطهر سجده‌ي شكر به جا مي‌آورد.

«محمّدحسين» با شروع هفتمين بهار زندگي راهي مدرسه شد. روزهاي زيادي چشم به استاد دوخت تا خود استادي شد اهل علم و تدّين. كودك بود كه به درگاه معبود سرتعظيم فرود آورد و نماز خواند. در ماه مبارك رمضان اصرار زيادي داشت كه او را براي روزه گرفتن بيدار كنند و هرچه مي‌گفتند كه هنوز به سن تكليف نرسيده‌اي،

مي‌گفت: «اگر من روزه شوم ثوابش براي شما هم خواهد بود.»
شيفته‌ي امام زمان(عج)‌ بود و دعاي فرج را با تمام وجود زمزمه مي‌كرد. شبهاي جمعه شاهدي است بر او كه دعاي كميل را با چشماني باراني مي‌خواند.

در زمان انقلاب، سر از پا نشناخته براي خدمت كردن، كمر همّت بست؛ از توزيع اعلاميه‌ي امام و تقسيم نفت بين هموطنان گرفته تا شركت در راهپيمايي. «محمّدحسين» پس از كسب ديپلم در آزمون تربيت معلّم پذيرفته شد، به تحصيلات خود ادامه داد و به سنّت الهي ازدواج جامه عمل پوشيد.

آن گاه كه جنگ تحميلي عليه ايران آغاز گشت. او معلّم بود. حقوق ماهيانه‌اش را به جبهه كمك مي‌كرد، تا بدين وسيله دل بيقرارش اندكي آرام گيرد. اما كار دل تفسير كردني نبود و او ديگر توان ماندن نداشت. مخفيانه به بسيج رفت و با ديگر عاشقان جبهه همراه گشت. «محمّدحسين» صدايي زيبا براي نوحه خواني داشت. او در تمام زندگي‌اش از فكر امام حسين(ع) بيرون نرفت. عشق الهي چنان در وجودش ريشه دوانيده بود كه چشمانش فقط ديدار يار مي‌طلبيد و بس. رفت تا كوههاي «حاج عمران»، دفاع نمود از تمام ارزشهاي انقلاب، ايستادگي كرد تا آخرين قطره‌ي خون كه در جام وجود داشت و آن گاه كه جمال زيباي يار را ديد، آخرين جرعه‌ي وجودش را نيز فداي چشم سياه محبوبش كرد و قرباني عشق گرديد …

 

شعر شهدایی

محمودی ما نقاب بر چهره گرفت

وز شرم حسين(ع) آب بر چهره گرفت

در آينه دلم بود نورانی

پرواز نمود و قرص مهتاب گرفت

شهيد محمدحسين محمودی

آثار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلم و مستند

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان