چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e280

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e280

شادی روح شهید عزیز
محمود فیروزی
صلوات

نام و نام خانوادگي:محمود فيروزي

نام پدر:محمد

تاريخ تولد:48/07/1

سن:19

استان:فارس

شهرستان:شيراز

بخش:*****

عضويت:بسيج

يگان:ل 33المهدي

عمليات:*****

مدت حضور:***** روز

شغل:محصل

تحصيلات:سوم دبيرستان

مسئوليت:*****

تعداد دفعات اعزام:*****

تاريخ شهادت:67/03/4

مکان شهادت:شلمچه

نحوه ي شهادت:اصابت تركش به ناحيه صورت

تاريخ دفن:*****

وصیت نامه

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز محمود فيروزي

نام پدر: محمّد                      محل و تاريخ تولد: شيراز 1348

سن: 19 سال                      تحصيلات: سوم دبيرستان

شغل: محصّل                     وضعيت تاهل: مجرّد

ارگان اعزام كننده: بسيج      تاريخ شهادت: 4/3/67     

محل شهادت: شلمچه            محل دفن: استهبان

در يك صبح دل‌انگيز بهار، گل وجود «محمود» بوستان خانه را شكوفه باران كرد. عطر حضورش اقاقي‌ها و بنفشه‌ها را به عشوه‌گري واداشت. لحظه‌هاي سبز زندگي او به سرعت سپري شد و او كه تا هفت سالگي در «شيراز» به سر برده بود، با خانواده به «استهبان» آمد و راهي دبستان شد. جواني پاك و آيينه‌صفت بود كه تواضع و فروتني به او ياد داده بود كه در كارهاي منزل، ياري‌گر مادر باشد و مناعت طبعش اجازه ندهد كه دست نياز به سوي ديگران دراز كند. تمام كارهايش رنگ خدا داشت و زمزمه‌ي او در دعا و خواندن زيارت عاشورا شنيدني بود.

محمود در تمام صحنه‌هاي انقلاب حاضر بود يك روز هنگام فرار از دست مأمورين رژيم، پاي راستش شكست و 45 روز در بيمارستان بستري شد. او كه حلاوت جهاد و مبارزه را در روزهاي نفس‌گير انقلاب تجربه كرده بود در هنگامه‌ي جنگ تحميلي قدم به سرزميني نهاد كه روياهاي عاشقانه را به حقيقتي شيرين پيوند مي‌داد. در جبهه با دو قلم مي‌جنگيد؛ با قلم اسلحه، كه خون را تفسير مي‌كرد و ديگري قلمي كه براي ادامه‌ي تحصيل مي‌نوشت تا از شاگردان كلاس جا نماند. او چندين بار به جبهه اعزام شد و در يكي از عمليات‌ها نيز مجروح شد.

در آخرين بار كه به مرخصي مي‌آيد، در خواب مي‌بيند كه امام حسين(ع) و دو نفر ديگر از شهيدان به او مي‌گويند: «هرچه زودتر به جبهه بيا كه پرونده كم كم بسته مي‌شود.» وي كه دير زماني مست روي حسين(ع) بود، جريان خواب را به مادرش مي‌گويد و همان روز بار سفر مي‌بندد. بي‌تابي عجيبي وجودش را گرفته و اشك در چشمانش حلقه زده بود. پا به پاي مادر مي‌گشت و با هر چيز كوچكي مي‌خواست او را راضي نگه دارد، ساعت و شانه‌ي خود را به مادر داد و گفت لازم ندارم. هنگام وداع رسيد، خود مي‌دانست كه آخرين ديدار است. چندين بار رفت و برگشت و نگاهي عميق به چشمان اشك‌آلود مادر انداخت، دل از دنيا كند و راهي شد…

هفده روز از رفتنش به شلمچه مي‌گذرد. كه شب هنگام مادر در خواب مي‌بيند محمود با لباسي سفيد به خانه آمده و يك طرف صورتش كبود است؛ از خواب بيدار مي‌شود، بي‌قرار و پريشان است. دل، خبر از شهادت جگر گوشه‌اش مي‌دهد، اما اطرافيان او را به آرامش و اميد دعوت مي‌نمايند…

بالاخره آن لحظه‌ي غمگين از راه مي‌رسد، مادر كنار جسد محمود ضجّه مي‌زند، همان گونه كه در خواب ديده بود، يك طرف صورتش كبود شده و خنده‌اي بس زيبا و دلنشين بر لبش نقش بسته، نگاه ملكوتي‌اش به مادر بود و با نگاهش او را به صبر دعوت مي‌كرد.
مادر كه آرزوي دامادي او را داشته، دوست دارد كه دست‌هاي جوانش را به حناي وصل خضاب كند و يادي از قاسم‌بن‌حسن(ع) نمايد، از مسؤولين اجازه مي‌گيرد و در دست عزيزش حنا مي‌گذارد و در هلهله‌ي اشك و آه، بر او حجله مي‌بندد و او را به دستهاي مهرباني مي‌سپارد كه محمود را در بهار 1347 به دامان پاك مادر نهاده بود.

 

شعر شهدایی

در جبهه تناوری چو فيروزی بود

چشمش به اميد روز پيروزی بود

محمود چو پر کشيد و پرواز نمود

چون يار سفر کردة ديروزی بود

شهيد محمود فيروزی

آثار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلم و مستند

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان