چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e253

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e253

شادی روح شهید عزیز
عباس عطاریان
صلوات

نام و نام خانوادگي:عباس عطاريان

نام پدر:محمد

تاريخ تولد:47/00/00

سن:18

استان:فارس

شهرستان:استهبان

بخش:مركزي

عضويت:بسيج

يگان:ل 33المهدي

عمليات:كربلاي 4

مدت حضور:295 روز

شغل:روحاني

تحصيلات:مقدماتي حوزه

مسئوليت:فرمانده دسته

تعداد دفعات اعزام:5

تاريخ شهادت:65/10/4

مکان شهادت:خرمشهر

نحوه ي شهادت:جراحات وارده

تاريخ دفن:75/11/19

وصیت نامه

وصيت نامه شهيد عزيز عباس عطاريان

        «اِناِللهْ وَ اِنْااِليهِ راجِعونْ»

       همانا همه ما ازسوي خدا آمده‌ايم و به سوي او بازمي‌گرديـم.

      بار الها، پروردگارا، معبودا، حال وقـت آن رسيـده كه به سويت پرواز كنم ولي از اين آمدن چه سود، كه دستم خالي است و هيچ توشه‌اي براي آخرت با خود ندارم و پشتم از بار معصيت خم شده و روي قلبم از شدت گناه پرده‌‌اي سياه كشيده شده است؛ تو را به عظمت و جلالت قسمت مي دهم كه اين بنده‌ي گناهكار و روسياه را به لطف و كرمت ببخشي و بيامرزي.

         «فهبني يا الهي و سيدي و مولاي صبرت علي عذابك فكيف اصبر علي فراقك»

اي خداي من و آقا و مولاي من، گيرم كه به عذاب تو صبر كردم چگونه بر فراق تو شكيبا باشم.

        خداوندا، توفيقي به اين بنده‌ي حقير عنايت بفرما تا بتوانـم به وجه تو نظـر كـنم آن روزي كـه وجـهت را از گناهكاران پوشيده خواهي داشت. بارالها، به من توفيق ده تا بتوانم به خوبي خود را بشناسم و از اين طريق نسبت به پروردگارم معرفت پيدا كنم. بار پروردگارا، من تو را از بيم آتش جهنمت و به طمع بهشتت پرستش نكردم، بلكه تو را سزاوار پرستش ديدم و تو را پرستيدم. بارالها، چه زيبا و ظريف اين اندام مرا آفريدي! ولي اي كاش مي دانستم كه با اين اندام ضعيف و لاغر و ناتوان چه خواهي كرد؟ آيا به آتش جهنمت اين‌ها را مي سوزاني يا اين‌كه در جوار قرب خودت جاي مي دهي؟

       پروردگارا، من به خودم ظلم و ستم روا داشتم، اگر مرا نيامرزي و بر من رحم نكني حتماً از زيانكاران خواهم بود. معبوداً، اگر من طاقت عذاب و انتقامت را داشتم هرگز از تو نمي‌خواستم كه مـرا عفـو كني، بلـكه از تو مي خواستـم كه مرا در بـرابـر عذاب‌هايت شكيبايي عنايت بفرمايي. اي اله و اي محبوب من، هرگز نمازي را نخواندم كه در آن نماز اين دعا را نكنم كه: «اللهم الرزقنا توفيق شهاده في سبيلك.» اميدوارم كه دعاي اين بنده‌ي گنهكار را به درجه‌ي استجابت برساني و توفيق شهادت در راه خودت را به من عطا بفرمايي كه اين منتها آرزو و كام من است. ان شاالله.

                          دست از طلب ندارم تا كام من بر آيد

                                                                    يا جان رسد به جانان يا جان ز تن در آيد

«كل نفس ذايقه الموت» مرگ است و هيچ گريزي از آن نيست. و هركجا كه باشيم به سراغ ما مي آيد و بالاخره هركدام از ما روزي از اين جهان فاني رخت بربسته و به سوي جهان باقي خواهيم رفت، ولي اين كه هركسي چه زماني و چگونه خواهد رفت را فقط خدا مي داند؛ پس من براي اين‌كه به وظيفه‌ي خود جامه‌ي عمل پوشيده باشم و خود را براي مرگ آماده كرده باشم دست به قـلم بردم و شروع به نوشتـن وصيت‌نامه كـردم و اين جملاتي را كه عرض مي نمايم تذكراتي بيش نيست، گرچه مي دانم كه هركدام از شما عزيزان از من آگاه‌تر و روشن تريد، اما خداوند كريم در قرآن مي فرمايد كه: «فذكر ان الذكري تنفع المؤمنين.» پس تذكر بده كه تذكر، مؤمنين را به نفع مي رساند.

 اميدوارم كه به تذكرات اين بنده‌ي حقير جامه‌ي عمل بپوشيد. ان شاالله.

در وحلـه‌ي اول از شما عزيزان عاجزانه مي خواهم كه هرگـونه عمـل ناپسندي  از اين حقـير ديده‌ايد و يا حرف نـاروايي شنيـده‌ايـد به بزرگـواري خـود، اين حقيـر را عفـو نماييد چون كه آن‌طور كه شايد و بايد بنده‌ي خوبي نبودم و از پدر و مادر عزيز و گـرانقدرم و برادران و خواهران گـراميم نيز مي‌خـواهم كـه اين حقير را همچـنين عفو نمايند، چون كه آن‌طور كه شايد و بايد و شايسته‌ي آن‌ها است نتوانستم حقّي كه آن‌ها برگردنم داشتند را ادا نمايم و در طول عمرم هيچ چيزي جز رنج و مشقّت براي آن‌ها نداشتم و مرگ به من اين فرصت را نداد تا بتوانم جبران زحمت‌هاي آن‌ها را بكنم.

عزيزانم از شما مي خواهم كه در همه حال پرهيزكار باشيد و از خدا بترسيد و هميشه به يادش باشيد و دل‌هـايتان را با يادش شاد كـنيد و همچنـين از شـما مي خـواهـم كـه تمـام كـارهايتـان با خلوص نيّت باشد زيرا هر كاري كه با اخلاص نباشد ناقص خواهد بود و ناتمام خواهد ماند و در همه‌ي كارهايتان به خدا پناهنده بشويد كه علي(ع) مي فرمايد: اگر چنين كاري بكنيد، بدانيد كه به قلعه‌اي محكم و دژي استوار پناهنده شده‌ايد. هميشه با زبانتان بقيّه را به كارهاي نيك دعوت و از كارهاي زشت و ناپسند بازداريد و اين را بدانيد كه جنگ بين حق و باطل هميشه بوده و هست و خواهد بود، پس هميشه در برابر باطل قيام و او را سربه نيست و نابود سازيد.

عزيزان به ياد مردن باشيد و خود را براي مرگ آماده سازيد، كه هرگـاه مرگ به سراغ شما آمد شما خود را آماده كـرده باشيد و ديگر هيچ كاري در اين دنيا نداشته باشيد و اين را بدانيد كه شما تعلّق به جهان فاني نداريد بلكه اين‌جا منزل بين راه است و سراي گذري بيش نيست؛ دنيا فريبنده‌اي بيش نيست خوب حواستان را جمع كنيد كه شما را فريب ندهد كه اگر اين‌طور شد وقتي مرگ به سراغ شما آمد ديگر پشيماني سودي ندارد و آب به جوي رفته ديگر بازنيايد.

عزيزان، با همنوعان خود صميمي و مهربان باشيد و با يكديگر وحدت داشتـه باشيـد كه اگـر بين شما وحدت و يكـپارچـگي باشد، دشمـن زبون هيچ كاري از دستش ساخته نيست و هيچ‌گاه از ياد يتيمان و فقرا غافل مشويد.

صحبت زياد است و وقت، مجال و فرصت نمي دهد. در آخر از محضر مقدّس حضرت ولي عصر صاحب الزمان(عج) پوزش مي طلبم و شرمنده هستم از اين‌كه نتوانستم برايش سرباز خوبي باشم و با اعمال بدم قلب مباركش را رنجاندم و چشمانش را گريان كردم، اميدوارم كه مرا ببخشد و به بزرگواري خويش عفونمايد، ديگر بيش از اين عرضي ندارم، هم اكنون دنيا و شما را به خدا مي سپارم و بهترين قضا و قدرهايش را براي شما در خواست مي نمايم.

                                                 والسلام علي عباد الله الصالحين

عباس عطاريان 28/5/65 برابر با سيزدهم ذيحجه سال 1406 هجري قمري

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز عباس عطاريان

نام پدر: محمّد                     محل و تاريخ تولد: استهبان 1347

سن: 18 سال                       تحصيلات: حوزوي، مقدماتي

شغل: طلبه                          وضعيت تأهل: مجرّد

ارگان اعزام كننده: بسيج      تاريخ اولين اعزام: 19/4/63

مسؤوليت: فرمانده دسته       حضور در جبهه: 295 روز

تاريخ شهادت: 4/10/65        محل دفن: استهبان 19/11/75

 

 

همزمان با ميلاد سقّاي كربلا، هنگامي كه خورشيد به شهر، سلام مي‌كرد كودكي پا به عرصه‌ي گيتي نهاد كه به تبرّك از نام ابوالفضل او را «عباس» ناميدند. كودكي او با انس به قرآن و نماز سپري شد و در سايه‌سار رحمت الهي بزرگ گرديد.پس از طي تحصيلات اوليه، وارد حوزه‌ي علميه شد و در آنجا به كسب علم و فرايض ديني پرداخت كه چهار سال و نيم به طول انجاميد. «عباس» عاشقي تنها بود و در تنهايي خود با معشوق لايزال عالمي خوش داشت. جبهه را دوست داشت و آن را پل وصال مي‌دانست، به همين دليل بهترين راه را انتخاب كرد و بار سفر را در ديار لاله‌ها به زمين نهاد.

در جبهه مؤذن بود، هنوز همرزمانش با او نغمه‌ي «اللّه اكبر» را زمزمه مي‌كنند. آن‌قدر به خدا نزديك بود، كه حتي خبر شهادتش به او الهام شده بود. در شب عمليات، به يكي از همسنگرانش مي‌گويد1: «در اين عمليات من شهيد مي‌شوم و تو برمي‌گردي، وصيت‌نامه‌ام را در كتاب منتهي‌الآمال گذاشته‌ام از حوزه بگيريد و به منزل تحويل دهيد.»…  و چه زيبا در «عمليات كربلاي 4» منتهاي آرزويش به حقيقت  مي‌پيوندد و به بارگاه حضرت دوست راه مي‌يابد. بدن او نيز چون بدن مولايش ـ ابوالفضل ـ مدتها در كربلا زير آفتاب ماند و پس از يازده سال به وطن بازگشت. پدرش مي‌گويد: «سيزده روز از شهادش مي‌گذشت كه در خواب ديدم عباس به من پيشنهاد مي‌كند كه شعر بسرايم و اين در حالي بود كه خودش دو بيت شعر مي‌خواند:    

كاش اي گمشده! يك روز تو را مي‌ديدم       زنده يا مرده عزيزم! بدنت مي‌ديــدم

جويي از اشك به پاي توروان مي كردم       يا كه عباس جوان! درچمنت مي‌ديـدم

پس از آنكه از خواب بيدار شدم هرچه جستجو كردم كه بدانم اين شعر از كيست، هرگز نيافتم و اين را معجزه‌اي از خود شهيد مي‌دانم. من كه تا آن زمان هرگز شعري نسروده بودم، اين ابيات نقطه‌ي عطف و سرآغاز زندگي شاعريم گرديد. به طوري كه الان پنج دفتر شعر دارم.» :

چــو عبــاسِ نـــام آورِ كربـــلا                شده زنده در راه و رسم خدا

به راه حسين(ع) گشته مفقودِ عشق                خريدار او گشته معبودِ عشق

  1. جواد عطاريان

 

شعر شهدایی

ای پارة تن تو نور چشمان تری

غايب شده ای هميشه اندر نظری

از مکتب صادق آمدی عطاران

از بهر پدر بگو دو بيت دگری

شهيد عباس عطاريان

آثار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلم و مستند

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان