چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e215

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e215

شادی روح شهید عزیز
محمد صالح اصطهباناتی
صلوات

نام و نام خانوادگي:محمد صالح اصطهباناتي

نام پدر:خليل

تاريخ تولد:40/00/0

سن:26

استان:فارس

شهرستان:استهبان

بخش:مركزي

عضويت:سپاه

يگان:ل35 امام حسن

عمليات:بيت المقدس 3

مدت حضور:1290 روز

شغل:پاسدار

تحصيلات:ديپلم

مسئوليت:فرمانده گردان

تعداد دفعات اعزام:6

تاريخ شهادت:66/12/25

مکان شهادت:کوهجار

نحوه ي شهادت:اصابت تركش به شكم

تاريخ دفن:*****

وصیت نامه

وصيت نامه شهيد حاج عزيز محمد صالح اصطهباناتي 

   «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُواْ نُورَ اْللَّهِ بِاَفْواهِهِمْ وَ يَاْبَي اْللَّهُ اِلا اَنْ يُتِمَ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ.»

 كافران مي خواهند كه نور خدا، به نفس تيره و گفتار جاهلانه‌ي خود خاموش كنند و خدا نگذارد تا آن كه نور خدا را در منتهاي ظهور و حد اعلاي كمال برساند، هر چند كافران ناراضي و مخالف اوباشند.

(سوره‌ي توبه، آيه‌ي 32)

       درود و سلام خدا بر فرستاده‌ي خود محمّد(ص) و امام عصر(عج) و نايبش امام خميني دام ظله العالي. سلام خدا بر آنان كه مانند ياران حسين(ع) استقامت ورزيدند و به ما عزت و شرف بخشيدند.

 اين حقيـر محمّد صالح فرزند خليــل به شمـاره‌ي شناسنامه 234 صادره از اصطهبانات بنابر وظيفه‌ي شرعي و اسلامي خود وصيت‌نامه‌ام را به شرح ذيل اعلام مي‌دارم.

 خدايا به يگانگي و توحيد تو ايمان دارم و شهادت مي دهم كه محمد(ص) رسول و فرستاده‌ي توست و پس از او 12 خورشيد درخشان كه  نخست علي(ع) شير شجاعت و آخرش امام زمان(عج) كه ان شاالله با ظهور خود عدل و داد برقرار خواهد كرد. خدايا تو خود گواهي، زماني كه به اين حقيرسرا پا تقصير مأموريت داده شد كه به جبهه‌هاي نور عليه ظلمت بروم، چگونه شوق، تمامي وجودم را گرفت، چون مدت‌ها بود كه در انتظار چنين روزي به سرمي‌بردم. خدايا شكرگزارم كه كه به من لطف نموده و اين لياقت را به من دادي كه در جمع رزمندگان اسلام و به دنبال سرآنان همچون سگ اصحاب كهف دوان دوان باشم. اضافه مي كنم خدايا، استواري قدمم، صميميت قلبم، حركت اعضاي بدنم ثابت مي كند كه اين شوق و علاقه به جبهه فقط و فقط براي رضاي تو بود و با آگاهي كامل و با شناخت به تو بود كه در اين راه قدم نهادم. خدايا خونم بر اين اقرار شهادت مي دهد.

اي عزيزاني كه هر روز پيكر به خون غلتيده‌‌ي شهيدي را به خاك مي سپاريد با شما سخن دارم؛ سخن نه از زبان بلكه آكنده از دلي پردرد، خداوند بزرگ دوستان و اوليا خود را آزمايشي سخت نمود و در تاريخ نمونه‌هاي زياد داريـم، پيامبـر(ص)  آن همه جنگ‌ها  (شعب ابي طالـب) و حضرت ابراهيم با (قرباني و رنج فرزند خود اسماعيل) و امام حسين(ع) سرور شهيدان ( صحراي كربلا واسارت اهل و بيت ) امروز خداوند بزرگ به شما عنايت نموده وشما را در صف اين بزرگان قرار داده؛ امروز روز آزمايش الهي است، روزي است كه بايد همچون پيامبر(ص) و همچون ابراهيم(ع) و حسين(ع) از آزمايش الهي خوب به در آمد.

 امروز و فردا هوا طوفاني مي شود و آب از زمين و آسمان مي جوشد و همه و همه در هلاكت هستند به جز آنان كه از كشتي امام يعني در خط او هستند. اي ملت عزيز امروز آزمايش شما كمتر از آزمايش ظهر عاشورا نيست، ببينيد ياران حسين(ع)، آنان چگونه فداكاري نمودند مگر شما بر اين عقيده نيستيد كه حسين(ع) تنها فرزند شيرخوار خود، علي اصغر را قرباني نمود، مادران عزيز، شما اسارت زينـب(س) را نشنـيده‌ايد، مگر صبر و مقاومت امام چهارم(ع) براي شما بيان نشده است؟ بياييد اينگونه باشيم. هر چند نزد خدا عزيزترباشي بدان كه آزمايشت سخت‌تر است.

دنياي زر و زور، دنياي شرق و غرب آمريكاي گرگ صفت و يارانش و شوروي روبه صفت ودوستانش، همه و همه چشم طمع به مال و ناموس همه‌ي ما دوخته‌اند. اگر همچون امام، همه مردانه به ميدان بياييد كه بحمدالله آمده‌ايد، آن‌ها هيچ غلطي، همان طور كه امام عزيزمان فرمودند نمي‌توانند بكنند و اما اگر خداي نكرده كوتاهي كرديد، دست به اختلاف زديد به جاي خدمت و ايثارگري دنبال منافع خود خود رفتيد، به جاي اخوّت و برادري با هم ستيز كرديد و به جاي رفتن به جبهه و نبرد، در شهر با هم به نبرد پرداختيد، بدانيد كه شكست از آن شماست و ذلّت و خواري انيس و مونس شما خواهد شد.

چشم تمام ملّت محروم، از محرومان خود ايران گرفته تا لبنان و افغان، حتي خود مسلمانان آمريكا و شوروي همه وهمه به شما دوخته شده، سخنان امام را جامه‌ي عمل بپوشانيد و با جان و دل بپذيريد كه اگر اين طور نباشد به خدا قسم نسل آينده كه مي آيد نفرين برشما خواهد كرد.

اگر امـام عزيـز مي فرمـايند رفتن به جبـهه واجب كـفايي اسـت به جبهه برويم و براي خود توجيه نكنيم. پيروزي بستگي به ايثار و جوانمردي شما دارد، اگر دنيا روي شما حساب باز كرده و اگر ابرقدرت‌ها از شما هراس دارند، براي اين است كه شما با هم بوده و از شهادت نهراسيده‌ايد و اين‌جاست كه خداوند بزرگ صريحاً مي‌فرمايد : «وَلَّوِ اْسْتَقامُواْ عَلَي اْلطَرِيقَهِ لَاَسْقينْاهُم ماءً غَدَقاً.»                              (سوره‌ي جن آيه‌ي 16)

      و اگر به راه راست و طريقت حق استقامت ورزيد، درهاي بركت خويش را به روي شما خواهم گشود و از سر چشمه‌ي  فيض خود سيرابتان خواهم كرد.

     و اما درآخر سخني چند با پدر و مادرم و برادران سپاه و دوستانم دارم:

 پدر و مادر مهربانم؛ خوب مي دانم كه فرزند خوبي براي شما نبودم و در زندگي كوتاهم نتوانستم خدمتي براي شما انجام دهم، اما  از شما مي‌خواهم كه خدا را شكرگزار بوده و براي بخشش من دعا كنيد و افتخار كنيد كه درخطّي حركت نمودم كه مورد رضايت حق تعالي، ان شاالله بوده و هست. از برادرانم مي خواهم كه اسلحه‌ي مرا بر دوش گرفته و گوش به فرمان امام عزيز باشند و همچنين ] از[ خواهران عزيزم مي خواهم كه زينب وار، صبر پيشه كرده و پيام رسان خون شهدا باشند.

و اما همسر مهربانم و دو طفل عزيزم كه ثمره‌ي زندگي من بوده ايد از شما تقاضا دارم كه در خط امام عزيز باشيد و راه حسين(ع) را ادامه دهيد و از شما تقاضا دارم كه فرزندانم را خوب تربيت كنيد و آن‌ها را با قرآن آشنا سازيد وگاه گاهي قصه‌ي جبهه رفتن پدرشان و شهادت من را براي آن‌ها تعريف كنيد تا فرزندانم بدانند پدرشان براي چه به جبهه رفت و براي چه به شهادت رسيد تا روح شهادت طلبي در آن‌ها زنده شود و نفرت و كينه‌ي دشمنان خدا در دل آن‌ها باشد و بر اين اصل پايدار بمانند كه: «هيهات من الذله.»

برادران سپاه، اي عزيزان، اگر بنده‌ي حقير مدتي با شما بودم و خداي نكرده عملي از بنده سر زده كه در شأن پاسدار نبوده و از دستم ناراحت شده‌ايد براي من طلب عفو و بخشش از خدا كنيد و بعد برادران عزيز، امروز بعد از روحانيت عزيز، مردم به شما اعتماد دارند نكند خداي نكرده عملي از شما سر زند كه باعث            لكّه داركردن انقلاب و از بين بردن خون شهدا باشيد، هر چند كه تا به حال آزمايش خود را داده و به ياري خدا سرافراز بوده‌ايد، اما شيطان دست بردار نيست مواظب خودتان باشيد.

اگر بنده به كسي بدهكار بوده‌ام كه تا به حال موفّق به پرداخت آن نشده‌ام مي خواهم كه مرا ببخشد و از اموالم به او پرداخت كنيد.

1ـ براي من دو سال نماز بخوانيد يا از اموالم خرج كنيد، يا دوستان و برادران بخوانند.

2ـ براي من سه ماه روزه بگيريد.

3ـ از اموالم پنج هزارتومان به عنوان ردّ مظالم به كسي كه اجازه‌ي دريافت دارد بدهيد.

4ـ بقيه‌ي مال و داراييم را طبق قانون شرع اسلامي بين عيال و فرزندانم تقسيم كنيد.

5 ـ خمس و زكات خود را تا اين تاريخ پرداخت نموده و بدهكار نمي باشم.      ان شاالله

خدايا تو را به حسين بن علي(ع) قسم مي دهم كه از گناهانم در گذر. به اميد پيروزي اسلام بر كفر جهاني.

زنده باد پيروزي. سلام بر شهادت

                                                                                              محمّد صالح 15/12/64

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز حاج محمّد صالح اصطهباناتي

نام پدر: خليل                    محل و تاريخ تولد: استهبان 1340

سن: 26 سال                     تحصيلات: ديپلم

شغل: پاسدار                     وضعيت تأهل: متأهل، دو فرزند                    

ارگان اعزام كننده: سپاه     تاريخ اولين اعزام: 2/9/60                   

مسؤوليت: فرمانده‌ي‌گردان  حضور در جبهه: 1290 روز              

تاريخ شهادت: 25/12/66    محل دفن: استهبان

     اگرچه در سال 1340 پا به عرصه وجود گذاشت و 26 بهار بيشتر از خدا عمر نگرفت، اما او يك تاريخ با عظمت بود. از كودكيش تا تحصيلش و از جهاد تا شهادتش همه گوياي بزرگي روح و عظمتِ پيمان و تقدّس وجودش بود.

     مادرش مي‌گويد «آن زمان كه حدود هشت سال بيشتر نداشتم مرا به بارگاه امام علي(ع) بردند تا گوشواره‌اي را زينت‌بخش گوشهايم نمايند. آن هنگام بچه‌اي بيش نبودم. خوب و بد دنيا، زندگي، ازدواج و … را نمي فهميدم اما به من گفتند: نيت كن و دو تا از فرزندانت را نذر آقا امام حسين(ع) بنما. حالا مي‌فهمم كه محمّد و ابراهيم مال ما نبودند و خدا مالكشان بود و نزد خودش بردشان.»

 

در اوان كودكي علي‌رغم كار طاقت فرسا در كوره‌هاي آجرپزي همزمان با تحصيل، نماز جماعتش را به امامت شهيد مظلوم «حجه‌ ـ الاسلام فقيهي» ترك نمي‌نمود. در دوران فروپاشي حكومت شاه، اگر چه سن زيادي نداشت اما خروش و تلاشش گرمي‌بخش مبارزات بود و او بود كه براي اولين بار در دبيرستان، عكس زشت طاغوت را از ديوار مدرسه پايين كشيد و تمثال نوراني و زيباي امام را به جاي آن قرار داد. وي در سنگر انجمن اسلامي دبيرستان و در هدايت فريب‌خوردگان و افشاي چهره‌ي كريه منافقان، تلاش زايدالوصفي داشت. در همان حال شب‌هاي بسيج، گواه حضور و گشت‌هاي مخلصانه اوست.

با پايان تحصيل و پوشيدن لباس سبز و مقدّس پاسداري، زندگي جديدي را آغاز نمود. كه سرتاسر اين زندگي كوتاه، پراز حادثه، خاطره و عظمت آفريني است. پس از اتمام آموزش، دشت‌ها و ديوارها و خيابانهاي سوسنگرد شاهد رزمش گرديد. آنگاه مناره شوش و سينه پهناور دشت عباس او را به «فتح‌المبين» كشاند. پس از آن در پهن‌دشت خوزستان از اهواز تا خونين شهر در «عمليات بيت المقدس» شركت كرد. چيزي نگذشت كه عمليات «مسلم بن عقيل» راوي مجاهداتش شد و گلوله‌هاي خصم، دست مقتدرش را مورد اصابت قرار داد. پس از بهبود، مسؤوليت دايره عقيدتي ـ سياسي شهرباني شهر را عهده‌دار گرديد و نقش بزرگي در اداي اين مسؤوليت ايفا نمود. آن‌گاه راهي لبنان شد و خصم صهيون را نيز از تيغ تيز مجاهداتش در امان نگذاشت. پس از شش ماه جهاد به محض بازگشت به ميهن اسلامي، مسؤوليت آموزش عقيدتي سپاه استهبان را پذيرفت ولي چيزي نگذشت كه باز شور وصال، او را سرمست، به ديار خون و آتش كشاند. وي در اين مرحله به عنوان مسؤول واحد عقيدتي لشكر المهدي(عج) منشأ خدمات ارزشمندي گرديد.

با شروع نخستين زمزمه‌هاي «عمليات والفجر 8» به اصرار زياد، فرماندهان را متقاعد مي‌كند تا در عمليات شركت نمايد. در همين عمليات، وقتي پيكر مجروح و غرق به خون برادرش ابراهيم (يكي از فرماندهان قهرمان و شجاع) را مي‌بيند به گفته‌ي خودش سر دو راهي قرار مي‌گيرد كه برادرش را به عقب برگرداند يا عمليات را ادامه دهد. با پارچه‌اي زخم برادر را بسته، بوسه‌اي بر پيشانيش مي‌زند و او را در سايه‌اي قرار داده و راه دوم را انتخاب مي‌نمايد. با اتمام عمليات و اصرار زياد فرماندهان وقت سپاه، به شهرستان مي‌آيد و با قبول مسؤوليت واحد بسيج، نقش مهمي را در اعزام نيرو به جبهه، راه اندازي بسيج خواهران و آموزش كارمندان و معلّمان ايفا مي‌نمايد.

پس از مدتي كه يك دوره فرماندهي كوتاه مدت را مي‌بيند با قبول فرماندهي گردان هميشه فاتح «حنين» به انسجام نيروهاي پراكنده شهرستان همّت مي‌گمارد. بعد از جمع و جور كردن نيروها و راه‌اندازي گردان، وارد تيپ امام حسن(ع) مي‌شود. بلافاصله لباس رزم پوشيده وارد منطقه عملياتي «كربلاي 4» مي‌شود. در حين عمليات علي‌رغم دريافت خبر شهادت «ابراهيم» منطقه را ترك نكرده و با حضور قاطع خود به عنوان فرماندهي لايق و كارآمد در «عمليات كربلاي 5»، شركت كرده و پيروزي در شرق دجله را به امت اسلامي هديه مي‌نمايد. پس از رزمي بي‌امان پاهاي استوارش مورد اصابت تركش قرار گرفته به پشت جبهه منتقل مي‌گردد. پس از مدتي ضمن اينكه هنوز دوران استراحت پزشكي او به پايان نرسيده در مقام فرمانده گردان در «عمليات نصر4» شكوه و افتخار مي‌آفريند. آن‌گاه سر از پاي نشناخته راهي منطقه‌ي عملياتي «بيت المقدس2» مي‌گردد.

وي بعد از حضور شجاعانه دراين عمليات به مرخصي آمده با اطلاعات سپاه در جريان دستگيري سارقين مسلح مي‌كوشد. در اين مدت حال ديگري پيدا كرده بود. همسرش مي‌گويد: «يك هفته پس از ازدواج، عازم جبهه شد. در اين مدت شش بار زخمي گرديد. سال آخر، ما هم به اهواز رفتيم ولي او بيشتر در كردستان بود. چند روز قبل از شهادت به اهواز آمد دو شب ماند، زمستان بود، گفت: وضو بگير و لباسهايم را بشوي. گفتم چرا وضو؟ گفت: براي اينكه با همين لباسها در منطقه بوده‌ام و به خون مطهر شهداء آغشته است. فرداي آن روز قصد عزيمت به منطقه (كردستان) داشت. حالات و رفتارش فرق كرده بود. شور و شوق عجيبي داشت. حالاتي كه در طول چهار سال زندگي مشتركمان شاهد آن نبودم. خداحافظي كرد ولي سه بار برگشت و هر بار سفارش بچه‌ها و حجاب را نمود …»

انگار كه وعده‌ي آنچه را خواسته بود شنيده بود كه در «عمليات بيت‌المقدس3» آن‌گاه كه بانگ فتح و ظفر، در آسمان كشورمان طنين‌انداز بود اجر سال‌ها تلاش و مجاهدت و استجابت دعاي سحرش را گرفت و با همان چهره‌ي بشّاش و خندان هميشگي، شاهد شهادت را در آغوش گرفت و آرام به سوي معشوق پرگشود.1

                                                          طُوبي لَه وَ حُسن مَاب.

  1. شرح اين زندگينامه در كتاب «اين شرح بي‌نهايت» آمده است

 

شعر شهدایی

صالح به جهان چنان حسين آمد و رفت

آن زينت گردان حنين آمد و رفت

چون خار فرو شدی به چشم دشمن

افسوس که آن نور دوعين آمد و رفت

شهيد محمد صالح

آثار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلم و مستند

اطلاعاتی در این زمینه ثبت نشده است .از طریق فرم پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان