چند لحظه صبر نمایید همانا که خداوند با صابران است...

e180

پوینده راه شهدا سلام،شما میبایست وارد یا ثبت نام سایت شوید تا از اطلاعات شهدای عزیز استفاده نمایید

در صورت مغایرت اطلاعات شهید ، مراتب را از طریق فرم پایین صفحه اعلام فرمایید باسپاس

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در skype
e180

شادی روح شهید عزیز
هادی ساجدی
صلوات

نام و نام خانوادگي:هادي ساجدي

نام پدر:ميرزاحبيب

تاريخ تولد:46/06/1

سن:15

استان:فارس

شهرستان:استهبان

بخش:مركزي

عضويت:بسيج

يگان:گردان علي اكبر

عمليات:بيت المقدس

مدت حضور:218 روز

شغل:محصل

تحصيلات:اول دبيرستان

مسئوليت:فرمانده گردان

تعداد دفعات اعزام:1

تاريخ شهادت:61/02/16

مکان شهادت:خرمشهر

نحوه ي شهادت:اصابت تركش به سر

تاريخ دفن:*****

وصیت نامه

وصيت نامه شهيد عزيز هادي ساجدي

 «وَ لا تَحْسَبَنَّ اْلَذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اْللَّهِ اَمْواتَاً بَلْ اَحْياءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرزَقُونَ.»

     گمان مبريد كساني‌كه در راه خدا كشته مي‌شوند  مرده‌اند، بلكه زنده‌اند و نزد خدا روزي                  مي برند.

       با درود به رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام امت خميني بزرگ و سلام بر شهيدان راه حق و آزادي و سلام بر مجروحين و معلولين انقلاب بزرگ اسلامي‌مان، وصيت‌نامه‌ي خويش را آغاز مي كنم.

      من فقط به خاطر الله و رسيدن به لقاي الله قدم به جبهه‌ي مقدّس حق عليه باطل گذاشتم. هدف رسيدن به پيروزي و پياده شدن جمهوري اسلامي و حكومت علي‌وار به رهبري امام امت خميني كبير بود. با آن‌كه امام را زياد دوست مي دارم ولي هرگز او را نديده‌ام و اميدوارم كه در حرم امام حسين(ع) پشت سر امـام نماز بخوانم.

 آمدن به جبهه به من آموخت كه چگونه زندگي كنم چون شاهد پرپر شدن بهترين جوانان اين ملت مظلوم به دست ظالمين بودم و از من انساني ساخت استوار و متعهّدِ به رهبري صحيح و فهميدم مرگ با عزّت اگر چه خونين است ولي بهتر از زندگي ننگين است و باز فهميدم كه مرگ خونين برپا مي كند دين را و درخت دين بايد از خون جوانان دوازده ساله‌اي كه امام آنان را رهبر خود مي خواند آبياري شود كه ثمره‌ي آن آزادي تمامي مستضعفين از زير يوغ استعمار و استبداد جهاني به ويژه آمريكـا و شوروي و اسراييل و … جهان خواران است، در آخر سلام من به خانواده و قوم و خويشان و همسايگان و دوستان برسانيد.

مادر جان: بر تو بشارت باد كه فرزندت در چنين راهي كشته شد و تنها خواهشي كه از شما دارم اين است كه از خداي تبارك و تعالي بخواهي كه اين هديه كوچك و ناقابل را بپذيرد و براي من گريه نكن و گريه‌ات را نيّت كن به علي اكبر   امام حسين(ع) و شما همچنين پدر جان، پدر مهربان كه افتخار مي كنم فرزند پدري دستِ پينه بسته و كارگر هستم و از شما هم مي خواهم كه همين دعا را بكنيد و برادران ارجمندم از شما مي خواهم راه اين نهضت حسيني را ادامه دهيد.

 و خواهرانم از شما مي خواهم كه زينب وار اين انقلاب اسلامي را به پيروزي نهايي برسانيد. پدر و مادر عزيزم فرزند حقير خود را كه به شما ظلم كرده و باعث اذيّت و آزار شما بوده‌ام ببخشيد، كه از موقع آمدن به جبهه فقط خواسته‌ام زحمات شما را جبران كنم كه نتوانستم، ولي شما پدر و مادر عزيزم كه مرا چنين آموختيد كه در زندگي راه خود را پيدا كنم و راه راست و حقيقت را دنبال كنم و براي همين است كه از شما خواهش مي كنم كه اگر افتخار شهادت نصيبم شد، براي من گريه نكنيد، زيرا ملت ايران جوانان زيادي را از دست داده است كه من ذرّه‌اي هستم در مقابل كوه.

و دايي‌ام اين به عنوان نوحه بخواند:

شهيدم مـن شهيدم من
خـداحـافـظ ايـا مـادر
چرا مـادر زغـم سـوزي
كه شـد هـنگام پيروزي
مـنم سـرباز روح الله (2)
بـه سـوي ارتـش الله
مـخورغـم مـادر نـالان
گلستان مي شود ايران
ببين مادر كفن پوشم
بيا مادر به آغوشم (2)
جهان چون پر ز نيرنگ است
چه جايي بهتر از سنگر
  به كام خود رسيـدم مـن
نمـي بيـنـم تـو را ديـگـر
گـذشت ازما سيـه‌روزي
علـيه دشـمـنان يـك دم
كـه پيـوستـم بـه جنـدالله
من‌گـر‌به‌خـون غلطان
دوان گـشـتـم ايـا مـادر
از ايـن گلـها كـه پـرپـر
تفنگـم بـر سـر دوشم
حـلالـم كـن دم آخـر
كه مردن بهتر از ننگ است
چه جايي بهتر از سنگر

 اي برادران و خواهران از شما مي خواهم كه اين صف‌هاي نمازهاي جمعه و جماعت را خالي نگذاريد؛ هرگز دشمنِ ناجـوانمرد وارد صفوف فشرده‌ي شما نشود و تفرقه ايجاد كند و اين رهبر عظيم الشأن را رها نكنيد و بالاخره خداحافظ.

 خدايا اميدوارم كه من به آرزوي ديرينه‌ي خودم برسم و تمام مستضعفين جهان به آرزويشان برسند.

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته.

                                                                                                                                   «اِناِللهْ وَ اِنْااِليهِ راجِعونْ»

                                                                                                                                 هادي ساجدي

زندگی نامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز هادي ساجدي

 نام پدر: ميرزاحبيب              محل و تاريخ تولد: استهبان 1346

سن: 15 سال                       تحصيلات: اول دبيرستان

شغل: محصّل                       وضعيت تأهل: مجرّد

ارگان اعزام كننده: بسيج       تاريخ اولين اعزام: 9/8/60      

حضور در جبهه: 218 روز    مسؤوليت: فرمانده‌ي دسته     

تاريخ شهادت: 16/2/61       محل دفن: استهبان

هماره آتش عشق برسينه داشت، او كه جرعه‌اي از جام الست نوشيده بود …

«هادي» در خانه‌اي پر از صفا، متديّن و معتقد به مكتب روح‌بخش اسلام پا به عرصه‌ي وجود نهاد. بهار و خزان طبيعت، سپري گشت و هادي روز به روز چون ياسي لطيف و مهربان قد كشيد. در هفت سالگي به مدرسه رفت و از استاد فرا گرفت حرف به حرفِ پرواز را.

در كنار تحصيل، دوش به دوش پدر در امر كشاورزي همراه بود. به دستهاي پينه بسته‌ي او بوسه مي‌زد و مي‌گفت: «اين از همان دستهايي است كه پيامبر(ص) بر آن بوسه زده است.» آرامش و متانت خاصي در درياي وجودش موج مي‌زد. صميمي بود و مهربان. اطاعت و فرمانبرداري از خصوصيات بارز او بود.

علاقه‌ي وافر و عجيبي به انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) داشت. به هيچ عنوان، كوچكترين بي‌توجهي به انقلاب را تحمّل نمي‌كرد. قامت چون نيلوفرش در هنگام نماز ديدن داشت؛ هماني كه هميشه در نماز سوره‌ي «والعصر» مي‌خواند و در قنوتش دعاي فرج امام زمان(عج).

بسيار با محبّت بود واين محبّت را از مستمندان دريغ نمي‌كرد. قرآن را ياد مي‌گرفت و به ديگران نيز تعليم مي‌داد. در اكثر زمينه‌هاي سياسي، هنري، فرهنگي و مذهبي شركت داشت. دعا را از دل مي‌خواند و در مراسم سوگواري ائمه حضور مي‌يافت. با جوانها رفتاري نيك داشت. در تمام طول تحصيل آرزو داشت كه به حوزه‌ي علميه برود و در لباس روحانيت خدمت كند.

«هادي» مشغول به تحصيل بود كه جنگ عراق عليه ايران آغاز شد. هر تيري كه از سوي دشمن به ميهن اسلامي مي‌نشست، قلب او هم از درد لبريز مي‌گشت. آن گاه كه نداي رهبر را جهت دفاع شنيد راهي بسيج شد. به دليل سن كم، او را ثبت نام نكردند، اما او كه بر لب نغمه‌ي رفتن داشت؛ سن خود را در تصوير شناسنامه تغيير داد و با خيالي آسوده رهسپار گرديد.

در جبهه، رزمنده‌اي شجاع بود و فرماندهي قهرمان و الگويي نمونه براي همرزمانش.

آخرين بار كه مي‌رفت، مادر به او گفت: «هادي، نرو كه پدرت مريض است.» ولي او جواب داد:«مادر، وقتي كه درسنگردعاي توسّل مي‌خوانم،حتما”براي پدردعا مي‌كنم.» هنگام رفتن ازتمامي همسايگان خداحافظي كرد.به چشمان مادركه درآن گل اشك جوانه زده بود، نگريست. به خاطر تمام زحمات از او تشكر و قدر داني كرد و رفت …

در «عمليات بيت المقدس» در حالي كه دسته‌اي از عاشقان را فرماندهي مي‌كرد، شراب ناب وصال نوشيد و به زيباترين آرزويش رسيد.

 

شعر شهدایی

بر هادی ساجدی نظردارد دل

از جبهه و حال او خبر دارد دل

گفتم به دلم که مانده ام در حيرت

گفتا که خموش چون شرر دارد دل

شهيد هادی ساجدی

آثار

 

 

 

 

 

فیلم و مستند

پوستر شهید

درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

کاربر گرامی چنانچه به این شهید عزیز علاقه مند هستید میتوانید به لیست علاقه مندی های خود اضافه نمایید

ورود سریع به سامانه

ثبت نام سریع در سامانه

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای استهبان(زیرمجموعه سایت میقات نور)  اواسط آذر ماه 99 توانست قدم به قدم و با صبر و حوصله آمار دقیق و شفاف شهدای شهرستان قرآنی استهبان را با قابلیت جستجوی گسترده و بازبینی ، ویرایش و جداسازی آثار،زندگی نامه،وصیت نامه،تصاویر رزمندگان اسلام،فیلم مصاحبه ،چند بیت شعر این 415 شهید را بارگذاری نموده،بنحوی که در حال حاضر همگان می توانند علاوه بر مشاهده اطلاعات شهید موردنظر،اطلاعات ارزشمند خود را برایمان ارسال تا در معرض دید و نظر همگان قرار دهیم.

اینجانب از این فرصت استفاده می نمایم و ضمن تبریک بخاطر طراحی جدید و سرعت بالا و امکانات فوق العاده برای دسترسی عموم و بارگذاری حجم عظیمی از آثار شهدا و جذابیت سایت ،مجددا و خاضعانه باز هم تقاضا نمایم،هر گونه خاطرات و اسناد و مدارکی از این دلاور مردان مخلص که در سخت ترین شرایط،مظلومانه فدای ما و نسل های آینده شدند از طریق فرم ارسال اطلاعات شهدا، به هر شکل ممکن به دست ما برسانند تا در این سایت پرارزش در معرض دید عموم قرار دهیم،مخصوصا خاطرات ناگفته و جذاب برای جوانان مشتاق فرهنگ ایثار و شهادت.

از همه سازمان هایی که اسناد و مدارکی برای انتشار دارند یا عکس،فیلم و صوت مرتبط با شهدای استهبان در اختیار دارند برای استفاده مشتاقان برایمان ارسال نمایند زیرا تنها مرکزی که توانسته است آثار تمام  شهدای استهبان را بادقت کامل در معرض دید همگان قرار دهد همین پایگاه می باشد.

و لازم به این نکته میباشد که تمام هزینه های این سایت شخصی میباشد  و هیچ ارگان و سازمانی دخالت در هزینه این سایت نداشته اند و لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند در قسمت حمایت مالی از 1000 تومان تا… به این سایت کمک نمایند.

طراح و مدیر وبسایت 

حسن حیدریان